عقاب پیر آلمان ها به کجا خواهد نشست؟

چین در حال حاضر بزرگترین قدرت دنیای تنیس روی میز است و آلمان تیم دوم رده بندی جهانی و قهرمان قاره اروپا هرچند آخرین قهرمانی را بعد از مدتها به پرتغال واگذر کرد.

ولی اگر بخواهیم منصف باشیم با نگاهی گذرا به آمار و ارقام آلمان صرفا تنها تیمی است که شاید و تنها شاید بتواند یکی از سه بازی تیمی مقابل چین را پیروز شود، بنابراین آلمان را نمی شود تهدیدی برای چین به حساب اورد و رقیبی چندان جدی که چینی ها را از دست یابی به مدال دور کند کاری که در این چند سال اخیر حداقل شاهد ان نبوده ایم.میتوان گفت بزرگترین دشمن آلمان در دنیای تنیس روی میز خود آلمان است. با نگاهی به شکل و اعضای تیم آلمان در این چند سال اخیر میبینیم که تنها عضو اضافه شده جوان به این تیم پاتریک فرانزیسکاست. بیایید یک بار دیگر با هم اعضای اصلی تیم آلمان را از چند سال قبل مرور کنیم.یار اصلی و رهبر تیم تیمو بول, نفر دوم و قدرت اصلی این روزهای تیم المان اکچاروف که تا چند سال پیش یار چندان مطمئنی نبود ولی پله های ترقی را به سرعت هرچه تمام تر پیمود و امروز نفر اول اروپاست, یار سوم پاتریک بائوم , اشتگر که این روزها بسیار کم فروغ تر از گذشته است و با سطح اول مسابقات فاصله دارد. کریستین ساس که از دنیای تنیس روی میز حرفه ای خدافظی کرده , استفان منگل که بازیکن مطمئنی به عنوان تکیهگاه یک تیم در مسابقات جهانی نیست و در نهایت پاتریک فرانزیسکا که تنها یاری بود که از تیم جوانان خود را بالا کشید و در حال حاظر به عنوان یکی از پایه های اصلی تیم ملی المان مطرح است پایه ای که توانایی تحمل بارهای سنگین را تا به امروز نداشته ولی آلمانیها امیدوارند او نیز راه اکچاروف را رفته و روزی به جایگاه او برسد.

بول در 34 سالگی هرچند هنوز بسیار اماده و ارزشمند است. ولی در ورزش حرفه ای آن هم تنیس روی میز که نیاز به تحرک بسیار بسیار زیادی دارد و جای گیری مناسب در پشت توپ و ضربه ها مهمترین عامل در بازی است, 34 سن مناسبی نیست و مطئنا رو به بازنشستگی و تیم آلمان باید به فکر جانشینی شایسته برای وی باشد. اکچاروف 26 ساله که در این سالها بهترین سالهای زندگی شخصی و ورزشی خود را تجربه می کند مهمترین سلاح آلمان ها در مقابل دیگر حریفان است سلاحی که کم یا بیش با مصدومیت نیز رو به رو میشود مثل هر ورزشکار حرفه ای دیگری. پاتریک بائوم که شاید زمانی قهرمان جوانان جهان بوده و امیدی بزرگ برای اردوی آلمان ها ولی این روزها دیگر فروغ سابق را نداشته و تنها به عنوان لنگه کفشی کهنه برای المانها غنیمتی محسوب میشود. قصه ی اشتگر نیز که خیلی نیاز به نقالی ندارد بازیکنی سراسر حمله ای که در 34 سالگی نه تنها تهدیدی برای حریفان محسوب نمی شود بلکه حتی جزو نفرات اصلی تیم ملی آلمان برای شرکت در مسابقات قرار نمی گیرد. قصه ی کریستن ساس هم که با خداحافظی اش از تنیس روی میز پایان یافت.

به همه احوالی که ذکر شد آینده تیم آلمان خیلی پرفروغ به نظر نمی رسد با خداحافظی تیمو بول شاید آلمان هم به سرنوشت تیم ملی سوئد دچار شود تیمی که با افول نسل طلایی اش والدنر و پرسون و در سالهای دورتر اپل گرین, بعد از سال 2000 دیگر حرفی برای گفتن نداشت می توان گفت آلمان هم همان راه را می رود با این تفاوت عمده که ان نسل طلایی سوئد نه تنها تهدیدی جدی برای چینی ها بود بلکه بارها گوی سبقت برای رسیدن به جام و مدال را از آنها ربود ولی امروزه تیمی در اروپا توانایی انجام این کار را ندارد.

به نظر میرسد که پرتغال و فرانسه در اینده نه چندان دور تهدیدی جدی برای سیطره آلمان بر تنیس روی میز اروپا خواهند بود هرچند که تا به امروز نیز پرتغال در دو مسابقه قهرمانی تیم اروپا و مسابقات المپیک اروپایی این کار را کرده ولی هنوز از نظر نفرات انفرادی یارای مقابله با آلمان را ندارد.

از طرف دیگر کره و ژاپن هم که نسل جوان بسیار خوب و خوش استعدادی دارند و این خود خطری بالقوه و در آینده نه چندان دور بالفعل برای اروپایی هاست.با نگاهی گذرا به نتایج مسابقات اخیر میتوان دریافت که تیم دوم چین بدون تمامی نفرات اصلی یعنی مالونگ , ژوژین , ژانگ جیکه و فن ژوندونگ هم میتواند بدون مشکل خاصی قهرمانی جهان , المپیک و دیگر تورنمنت های مهم چه رده تیمی چه در رده انفرادی شود.فنگ بو, یان ان, ژو یو , شانگ کون و بسیاری دیگر که حتی شاید نامشان را نشنیده باشیم بازیکنانی که وقتی پشت میز قرار میگیرند نه تنها از هیچ حریفی ترس ندارند بلکه لرزه بر اندام هر کسی حتی هموطنان عنوان دار خود می اندازند.دخیره ای که چینی هارا به حفظ سلطه خود بر تنیس روی میز مطمئن نگه داشته و میدارد.

اینکه چرا چین چنین پتانسیل و پشتوانه ای دارد خود حدیث مفصلی است و نیاز به مطلبی جداگانه دارد ولی با توجه به آنچه در اینجا گفته شد آلمان ها باید فکری به حال خود و تیم ملی شان بکنند تا نشود که انها نیز به سرنوشت بلژیک که روزی حریفی ترسناک برای هر تیمی بود ولی امروز همچنان ژان میشل سیو 45 ساله نفر اول این کشور در تمامی رقابت هاست تیمی که امروزه هیچ نیروی جوانی برای شرکت در مسابقاتش ندارد یا فرانسه ای که بعداز گتین و لگوت دیگر حریفی قدر محسوب نمی شد البته نباید ستاره های جوان و نو ظهرو فرانسه که اینجانب نیز علاقه فراوانی به سبک بازیشان دارم نادیده گرفت . سر نوشت تیم های اروپایی از دهه 60 و 70 میلادی به این طرف, داستان ظهور و سقوطشان حکایتی بس جذاب است که به ان نیز در مطلبی جداگانه خواهیم پرداخت.

اینکه آیا المان به این سرنوشت دچار می شود یا نه خیلی غیر قابل پیش بینی نیست و زمان زیادی نیز برای دیدن نتیجه باقی نمانده.

لطفا نظرات خود را در این زمینه با ما در میان بگذارید.

Comments

  1. Javad says

    سلام، ممنون بابت مطلب.
    من توی بعضی از زمینه ها مواقم با مطالبی که عنوان کردی و توی برخی موارد هم خیر!
    برای مثال نتایج ضعیف آلمان ها در قهرمانی اروپا و المپیک اروپایی، دلایلی بغیر از مسائل فنی داشت و کمی جنبه مدیریتی پیدا می‌کرد. برای مثال در مسابقات المپیک اروپایی، آلمان تنها سه بازیکن به همراه داشتند که با مصدومیت boll مجبور شدند بازی های خودشون رو با دو نفر انجام بدند!
    در قهرمانی اروپا هم نبود بائوم به علت فوت پدرش ضربه بزرگی بود.
    در خصوص قهرمانی تیم دوم چین هم مخالم! پیروزی در برابر آلمان ها با حضور boll و دیما در شرایط آماده در توان تیم دوم چین از لحاظ عدم وجود تجربه نیست.
    همگی بازی تیمو در برابر ما لونگ توی جام جهانی ۲۰۱۳ رو به یاد داریم‌، آیا بازیکنان تیم دوم توان پیروزی بر اون timo boll رو داشتند؟
    اینکه آلمان نتونسته مثل چین، کره و ژاپن بازیکنان جوان رو به تیم اصلی تزریق کنه رو قبول دارم.
    در مورد پیر بودن تیمو هم، هنوز از یاد نبردیم که والدنر در ۳۹ سالگی در المپیک ۲۰۰۴ چکار کرد، هنوز از یاد نبردیم که پرسون در ۴۲ سالگلی در المپیک ۲۰۰۸ چکار کرد و همچنان ولادی رو می‌بینیم که در ۳۹ سالگی مثل گذشته میجنگه، شاید به طراوت گذشته نباشه ولی همچنان در سطح نخست جهان قرار داره…

  2. عرفان says

    تحلیل بسیار جالب و ارزشمندی از نظر محتوا و شیوه بیان بود از اینگونه مطالب بیشتر در سایت خود قرار دهید با تشکر

  3. حمیدرضا says

    باسلام و تشکر فراوان از مطالب و مسابقات زیبایی که قرارمیدین
    فقط اینو می خواستم بگم که تیموبول هنوز پتانسیل لازم رو برای موفقیت در مسابقات جهان رو داره هموطور که سامسانوف 40ساله قهرمان چینی ها ژانگ جیکه رو همیشه به مشکل انداخته وحتی در اوپن المان 2015 ژانگ جیکه به سختی تونست اون رو شکست بده و قهرمانی تیموبول رو در سال 2005روهم می خواستم یاداوری کنم که هیچ یک از اوروپایی ها این افتخارو نداره همچنین تیمو در اخرین بازیش در لیگ المان اورچاروف رو شکست داده
    باتشکر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *